بخش زیادی از زندگی بیشتر ما در ارتباط با کار و همکارانمان می‌گذرد و کیفیت این اوقات و روابط بر کیفیت کل زندگی و حال ما تأثیر انکارناپذیری دارد. در چنین محیطی خواه‌ناخواه تعارضاتی وجود خواهد داشت بنابراین، طرز برخوردها و تحلیل آن‌ها اهمیت پیدا می‌کند. گاهی افراد برای جلوگیری از بروز تعارض ملاحظه‌کاری می‌کنند و در لفافه سخن میگویند، که اتفاقاً در برخی فرهنگ‌ها هم ویژگی مثبت تلقی می‌شود، اما همین کار باعث می‌شود از صراحت در برخوردها و تعاملات کاسته شود و بازخوردهای اثربخش هم کمتر ردوبدل شود.

در چنین شرایطی مدیر/رهبر یا رئیس در شکل‌دهی و هدایت این روابط و فرهنگ‌سازی نقش محوری دارد.

طی دهه‌های اخیر، مدیران بسیاری را دیده‌ایم که زندگی و فعالیت در شرکت‌های بزرگ را رها کرده و با تغییری بنیادی در مسیر شغلی خود به دنیای کوچ‌ها و منتورها رو آورده‌اند. کیم اسکات (Kim Scott) یکی از همین مدیران است.

او که زمانی هدایت فعالیت‌های مرتبط با فروش و عملیات را در تیم‌های AdSense و DoubleClick و YouTube بر عهده داشته، چند سالی است در جایگاه کوچ فعالیت می‌کند و خدمات خود را به مدیران شرکت‌هایی مانند دراپ‌باکس، توییتر، کوالتریکس و مانند این‌ها عرضه می‌کند.

معرفی کتاب صراحت تمام عیار

اسکات در سال ۲۰۱۹ کتابی با عنوان Radical Candor نوشت که مورد توجه مخاطبانش قرار گرفت و در فارسی هم با عنوان صراحت تمام عیار ترجمه شده است.

در عین حال، هم‌چنان می‌توانیم آن را به عنوان منبع مناسبی برای «مهارت ارتباطی رهبران کاریزماتیک» هم در نظر بگیریم. چون بسیاری از کتاب‌ها و مقاله‌ها و درس‌های مرتبط با کاریزما، جنبه‌های تئوریک این حوزه را پوشش داده‌اند و این کتاب با توصیه‌های شفاف و کاربردی در ارتباط قاطع و موثر می‌تواند مکمل خوبی برای این بحث محسوب شود.

منظور از صراحت تمام عیار چیست؟

دغدغه‌ی اصلی کیم اسکات در کتابش، گفتگوهای دشوار است. یعنی حرف‌هایی که هم ضروری است گفته شوند و هم گفتن آن‌ها ساده نیست.

اسکات معتقد است که در مواجهه با این شرایط دشوار، چهار راه مختلف پیش روی ماست. او این چهار شیوه را بر پایه‌ی دو مولفه‌ی چالش مستقیم و توجه شخصی شرح می‌دهد:

 

 

صراحت تمام عیار

درک این مدل چندان دشوار نیست.

منظور از چالش مستقیم این است که چقدر آمادگی داریم حرف‌مان را به شکل «صریح» به طرف مقابل بگوییم. هر چقدر بیشتر برای این صراحت تلاش کنیم، در واقع به سمت راست نمودار حرکت کرده‌ایم. در مقابل، کسانی که به سراغ پیام‌های پنهان و غیرمستقیم و اشاره‌های تلویحی می‌روند و یا حتی از طرح بحث به هر شکل و شیوه اجتناب می‌کنند، به سمت چپ نمودار تمایل پیدا کرده‌اند.

بُعد عمودی هم به توجه شخصی اختصاص یافته است. توضیحاتی که اسکات ارائه می‌کند نشان می‌دهد که منظورش از توجه شخصی، ترکیبی از همدلی (Empathy) و شفقت (Compassion) است. توجه شخصی به این معناست که آیا ما به دغدغه‌ها و چالش‌ها و مشکلات و احساسات و نیازها و خواسته‌ها و انتظارات طرف مقابل هم توجه داریم؟ یا اصلاً برایمان مهم نیست که او در چه وضعیتی است و چرا و چگونه به وضعیت فعلی رسیده است یا رفتاری را نشان داده که مطلوب ما نیست.